|
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
|
شعر هایی که نوشتم از حبیب ![]()
اگه مثل خودش بخونین بهتره ![]()
امیدوارم که شما هم دوست داشته باشین ![]()
سر داده در سکوتی
آوای بی نوایی
پیچد در آسمانها
ناله های جدایی
گوید به من دل من
تا کی در انتظاری
دیگر نمی آید باز
فریاد ز بی وفائی
نمانده غمگساری
نمانده آشنایی
ماندم در این تنهایی
ماندم در انتظارت
شهلا چه بی وفائی
شهلای من کجایی
شهلا چه بی وفائی
شهلای من کجایی
شهلا چه بی وفائی
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها
غمگین رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا
با خود و تنها
عابر این شبها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

آتش زده اندر من همچو دود برفتی
چون آرزوی تنگ دلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگ دلان زود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراغ تو بر آسود برفتی
نا کُشته من از بند آزاد برفت
نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
آهنگ به جان من دل سوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی
ما د ر
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالیم بی تو چه سرد
ما د ر
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
ما د ر
ما د ر
هنوزم تو دلم
تموم قصه هات
جوونه
خاله سوسک دیگه
شعر آشتی مثل قدیما
نمی خونه
ما د ر
ما د ر
شبا با صدای
لالایی های تو
خوابیدم
لالایی مادرم
حالا نوبت توست
تو بخواب امیدم
ما د ر
ما د ر
ما د ر
ما د ر
رفتی و از رفتن تو
قلب آئینه شکسته
کوچه ها در خلوت شب
پنجره ها همه بسته
آسمان خاکستری رنگ
بغض باران در نگاهش
خنجری در سینه دارد
توده ابر سیاهش
بی تو من
از نسل
بارانم
بارانم
بارانم
چون ابر
بهارانم
گریانم
گریانم
گریانم
بی تو من با
چشم گریان
سیل غم برد آشیانم
خواب سرخ
بوسه هایت
می نشیند بر لبانم
این فال حافظ به نیت دوست عزیزم امیر ![]()
خیلی چخلصشم ![]()

